به رشتيه ميگن چرا از سربازي معاف شدي؟
ميگه آخه من تك پدر هستم
تركه ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه
يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما
تركه
ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو
تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! تركه ميگه : «كوجی پورو تياپوفو
ساخارينو گلاسه» با چي؟
تركه
ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه
برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه
يارو ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم
تركه زنگ ميزنه 110 ميگه آقا صدي ده طرف ميگه بله بفرمائيد تركه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن
لره
داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، لره ميگه
به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت
بگيرين!
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين
برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور
مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته.
رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه
قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو
ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به
اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
تركه
ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش
ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با
پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!
تركه
ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش
ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست
شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانهست نه
آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !
به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش
يه
تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد
بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو
روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي
شده؟! تركه ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!
تركه چهار تا قالب صابون ميخوره كه به مرز خود كفايي (خود كف آيي) برسه!
يه روز دوتا قزويني از كنار هم رد ميشن يكيشون برميگرده ميگه ببخشيد علي جون از جلو نشناختمت!
تركه
آشغال رفته بوده توي چشمش، بعد وايساده بوده جلوي آيينه هي فوت ميكرده،
دوستش مياد بهش ميگه بابا همين كارها رو ميكنيد بهمون ميگن تركها خرن
ديگه، آخه آي كيو، اوني كه توي آيينست بايد فوت كنه!
به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما!
تركه جلو دختره ميخوره زمين، ميگه حركتو داشتي؟
تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟
يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: بيزحمت دو نخ بدين!
تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رند شه؟
ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!
دوست تركه بهش ميگه سي دي كه بهم دادي خش داره؟
ميگه: آخه آهنگاي قشنگش رو علامت زدم
زنه زبونش ميگرفته، ميره سبزي فروشي ميخواسته نارنگي بخره. ميگه: بي دحمت ليم كيلو لالنگي بدين!
يارو هم شاگردش رو صدا ميكنه، ميگه: اوهوي حسني! نيم كيلو خيار سالادي بده خانم!
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
زن به شوهرش میگه: می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم؟ مرد: عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت كنم
به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد