|
دبير فارسي بودم نامت
را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب
معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم
که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
----------------------
مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن
يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز
ديگه
----------------------
گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم
دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست
داري
----------------------
باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب
داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
----------------------
آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال
زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من
----------------------
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن
تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو
----------------------
آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي
است که تنفر به بار مي آورد و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از
ته دل دوست داشته باشم
----------------------
تو مثل راز بهاري ومن رنگ زمستانم جگونه دل اسيرت شد قسم
به شب نميدانم
----------------------
آنچه زيباست عزيز نيست
آنچه عزيز است زيباست و تو زيباتريني
|