تبليغاتX
بچه های تهرون

  کاربر مهمان، خوش آمديد!

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

آمار بازديد

»کاربر: مهمان

AddThis Feed Button



تبليغات





به رشتيه ميگن چرا از سربازي معاف شدي؟

ميگه آخه من تك پدر هستم 


تركه ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه 


يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما 


تركه ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! تركه ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟ 


تركه ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه 


يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم 


تركه زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد تركه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن 


لره داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، لره ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين! 


تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم! 


تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم! 


تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه! 


به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي ! 


به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش


يه تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد! 


تركه چهار تا قالب صابون ميخوره كه به مرز خود كفايي (خود كف آيي) برسه! 


يه روز دوتا قزويني از كنار هم رد ميشن يكيشون برميگرده ميگه ببخشيد علي جون از جلو نشناختمت! 


تركه آشغال رفته بوده توي چشمش، بعد وايساده بوده جلوي آيينه هي فوت ميكرده، دوستش مياد بهش ميگه بابا همين كارها رو ميكنيد بهمون ميگن تركها خرن ديگه، آخه آي كيو، اوني كه توي آيينست بايد فوت كنه! 


به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما! 


تركه جلو دختره ميخوره زمين، ميگه حركتو داشتي؟ 


تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟

يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: بيزحمت دو نخ بدين! 


تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رند شه؟

ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر! 


دوست تركه بهش ميگه سي دي كه بهم دادي خش داره؟

ميگه: آخه آهنگاي قشنگش رو علامت زدم 


زنه زبونش ميگرفته، ميره سبزي فروشي ميخواسته نارنگي بخره. ميگه: بي دحمت ليم كيلو لالنگي بدين!

يارو هم شاگردش رو صدا ميكنه، ميگه: اوهوي حسني! نيم كيلو خيار سالادي بده خانم! 


تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره! 


زن به شوهرش میگه: می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم؟ مرد: عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت كنم  


به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد

 

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

جک



يه روز يه خانمي از يه آقايي ميپرسه: ميبخشين شما آقايون دور هم جمع ميشين در مورد چي صحبت ميكنين؟

آقا ميگه در مورد همون چيزايي كه شما خانما وقتي دور هميد صحبت ميكنين ...

خانم ميگه: اوااا ... چقدر شما آقايون بي‏تربيتيد


يه روز يه جوجه تيغي يه كيوي ميبينه، ميگه بچه‏ها داداشمه از سربازي اومده


چندتا فحش تركي:

- پاتو از رو بوق بردار

- از جلو چشمام خفه شو

- كسي با تو زر نزد


ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه.


يه روز به يه تركه ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!


یه روز یه گاوی میره کلاس زبان وقتی از کلاس بیرون میاد به جای اینکه بگه مو مو میگه we we


يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!


تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه


تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!


از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه

تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!


از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست


به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!


از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!


به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!


تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده


احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!


اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!


راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!


تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!


تركه راننده كاميون بوده، به يه پيچ ميرسه دولا ميشه برش ميداره


معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف . ب . پ . ت . ث . چهار . پنج . شش . هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: اي . بي . سي . چهل . پنجاه . شصت . هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا . بتا . ستا . چهارتا . پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج . پنج . شش . هفت...

 

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

!به لاك پشته مي گن خالي ببند ، مي گه : دويدم و دويدم


!!حالا ميرن به اسكلته مي گن يه خالي ببند ، مي گه : توپولويم توپولو


يارو با 206 مسافر كشي مي كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام مي رفته ، اولي مي گه : آقا خيلي داري تند ميريا
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس


يه قزوينيه رو با يه گوني شرت مي گيرن ، مي گن اينا چيه ؟ مي گه : اينا دفتر خاطرات منه


يارو مي ره مشهد ، مي گه امام رضا به من كمك كن كه اين ماشين تو قرعه كشي بانك به من در بياد ، منم هرسال سه بار بيام مشهد ، يارو مي ره و ماشينه به اسمش در نمياد ، يارو باز ميره مشهد و مي گه يا امام ، اين ماشين واسه من در بياد ، من پياده ميام مشهد ، بازم در نمياد . باز ميره مشهد و مي گه اين ماشينه به من در بياد ، من رو سينم ميام زيارت ، بازم در نمياد . آخرش امام رضا مياد تو خواب طرف و مي گه : خب خنگ خدا ، تو اول يه حساب وا كن ، بعد من اين ماشينو مال تو مي كنم


يه روز يه رشتيه مي خواس حال بچه محلشو بگيره ، ميره زن ايدزي مي گيره


يه روز يه نفر مي ره جهنم ، مي بينه همه دارن مي زنن مي رقصن ، مي گه چه خبر شده؟
يكي از جهنميا داد مي زنه : پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده


يه روز يكي مي ره بهشت ، زير پاي مادران له مي شه


يه روز خدا مياد به مالا نصرالدين مي گه : بيا چند روز جاي من كار كن ، اونم مياد و خدا هم دكمه هارو يادش مي ده ، كه اينو بزني بارون مياد و اين يكي رو بزني باد مياد و اينا ، يه دكمه هم نشونش مي ده مي گه اينو بزني قيامت مي شه
اونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا


يه مرده شور رو مي گيرن مي برن زندان ، ملت مي پرسه جرمش چيه؟
!!!مي گن : پدر سوخته سوال هاي شب اول قبر رو بين مرده ها پخش مي كرده


يه روز پليس راه جلو ماشين لر هارو مي گيره ، مي گه : كارت ماشين ، گواهينامه ، كارت بيمه
لرا مي گن : حالا چي كار كنيم ، با اينا جمله بسازيم ؟


تو دروازه ورودي شهر قزوين نوشتن : شرت آهني موجود است
!!موقع در اومدن از شهر نوشته : آهن پاره خريداريم


!موبايل يارو تو دستشويي زنگ مي زنه ، بر مي داره سرفه مي كنه


يارو به دختره زنگ مي زنه ، مي گه : ببخشين لهجه دارم؟
دختره مي گه : اااي
!يارو مي گه : پس قطع كن دوباره زنگ مي زنم


دختره رو برق مي گيره ، با ناز و عشوه مي گه : اوا ، ادي (اديسون) ولم كن


يه پدره دست بچش مونده بود ، آخه از هيچ زني شير نمي خورد ، آخرش شير يه زن سياه پوست رو قبول مي كنه
پدره مي گه : اي پدر سوخته! شير كاكائو مي خواستي

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

!!!رشتيه مي ره نجاري ، مي گه آقا يه كمد بساز اصغر آقا توش نباشه 


دختره به دوست پسرش مي گه ، امروز عصر بيا خونمون ، هيشكي خونه نيس . پسره عصر پا ميشه مي ره دم خونه دختره
!!!دو ساعت وا ميسته ، هر چي در مي زنه كسي درو وا نمي كنه 


!!!يارو با خدا قهر كرده بوده ، مي ره سر نماز ، مي گه دو ركعت نماز صبح مي خونم به كسيم ربطي نداره


!!!قزوينيه مي ميره ، وصيت كرده بوده با جنازش پودر بچه درست كنن


!!يارو رفته بوده مسجد ، موقع برگشتن مي بينه كفشاش نيست ، مي گه وااا من كي رفتم؟


يارو رفته بود مسابقه 20 سوالي ، پارتي داشته و قبل مسابقه بهش مي گن كه جواب خياره ، ولي زود نگو كه ضايع نشه
اينم مي ره تو مسابقه و اولش مي پرسه : تو جيب جا مي شه؟
مجري مسابقه مي گه : نه
!مي گه : بابا عجب خيار گنده ايه


!!!يارو مي ره زير ماشين ، رفيقاش با دمپايي مي زنن در ش مي ارن


!!!يارو ميخ رفته بوده تو پاش ، مي بينه نمي تونه درش بياره ، كجش مي كنه


يه ماه از محرم و صفر گذشته بوده ، ولي باز از شهر صداي دسته عزاداري ميومده ، مي رن مي بينن دسته اردبيليا تو كوچه بن بست گير كرده


!لره يه دزد رو دنبال مي كنه ، از دزده هم جلو مي زنه


يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه : راسته شما به خر ها مي گين داداش؟
!!تركه مي گه : آره داداش

 

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

بچه ها جوک جدید

يارو رفته بوده سينما ، دماغشو در مياره ، مي بينه جايي نداره بماله ، مي ماله دست بغليش مي گه آقا ! اينو دست به دست بده برسه به ديوار


!!!به تركه مي گن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟ مي گه مامانتو


 !!يارو پشتش مي خاريده ، مي بينه دستش نمي رسه ، ميره بالاي صندلي


!!يارو مي ره مرغداري ، جو مي گيرتش ، تخم مي كنه


به يارو مي گن ، با بالش جمله بساز ، مي گه : آقا يه روز رفتيم شكار ، يه پرنده ديدم ، زدم به بالش!!! مي گن بابا اين بالش نه، اون !!!يكي بالش ! مي گه خب ... رفتيم شكار ، يه پرنده ديدم ، زدم به اون يكي بالش
مي گن : عجبا ! بابا اصلا يه جمله بساز كه توش همه تشك باشه هم بالش
مي گه : اه ... بابا تو شك انداختي الان منو كه من زدم به اين يكي بالش يا اون يكي بالش


!جوجه ميره پارتي ، جو مي گيرتش مي گه : جيكس جيكس 


شنگول و منگول و حبه انگور خونه تنها بودن ، گرگه مي ره دم درشون ، صداشو نازك مي كنه مي گه : درو وا كنين بچه ها من مادرتونم
!!!بچه ها مي گن : برو بينيم با . ما آيفون تصويري داريم


!!!قزوينيه دست بابا بزرگشو مي گيره مي بره مهد كودك ، مي گه آقا اينو واسم خورد كنين


داريوش بعد سالها اومده بوده تهران ، ورزشگاه آزادي كنسرت داشته ، خواست حالي بده به ملت
مي گه : عزيزان ، هم وطنان ، من مطعلق به همه شمام ، چي بخونم واستون
!!!يارو از وسط جمع داد مي زه : از ابي بخون


يه روز يه گوسفنده رو سوار وانت مي كنن تا ببرن سرشو ببرن ، يهو گوسفنده مي زنه زير گريه
مي گن چرا گريه مي كني ؟
!مي گه : نذاشتن جلو بشينم 


!!يارو مي خواسته بره سر قبر ، گل پيدا نمي كنه بخره ، 2 تا كمپوت مي خره مي بره

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!
-------------------------------------------
تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
------------------------------------------
تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!
-------------------------------------------
تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!
--------------------------------------------
وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!
--------------------------------------------
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
-------------------------------------------
تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
--------------------------------------------
عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
--------------------------------------------
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
--------------------------------------------
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
--------------------------------------------
يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
---------------------------------------------
قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
--------------------------------------------
تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!
--------------------------------------------
از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!
--------------------------------------------
ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

بازم جک

پلیس راه مناطق کوهستانی و برف‌‌گير اعلام کرد: ماشین‌هایی که زنجیر ندارند سینه بزنید
---------------------------------------
يه مار داشته گريه ميکرده
ازش ميپرسن چي شده ؟
ميگه دوسال بود که عاشق دختر همسايمون بودم
حالا بعد از دو سال فهميدم که اون شيلنگ بوده !!!!!!!!!!!!!
-----------------------------------------
يه بنده خدايي رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!
-----------------------------------------
قزوينيه برنج تبرک مي خره گوني رو باز مي کنه مي گه: پس حميدش کو؟
-----------------------------------------
ترکه سراسیمه وارد ازمایشگاه میشه میگه بعد از 20 سال نمیخواین جواب خون شهدا رو بدین
----------------------------------------

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

جوک جدید

بازم جک (۳)

- غضنفر برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه.
- غضنفر ميره نماز جمعه، جو ميگيرش، موج مکزيکي مياد!
- پليس جلوی غضنفر رو مي گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه. غضنفر مي گه چه كار كنم؟ جمله بسازم؟!
- غضنفر ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين غضنفر ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل غضنفر ميگه: نه با سماغ و دوغ!
- به ترکه ميگن شما ترکي؟ ميگه نه به خدا بيا بگرد!
- كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه!
- پيرزنه تو اوتوبوس هي ميگفته ني ني ني ني ني ني ني، همه هم دست ميزدن براش بعد يهو دست ميکنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار!
- مي دونين چرا ناپلئون از کمر بند قرمز استفاده مي کرده است؟ چون شلوارش گشاد بوده!
- ميدونين يک نقطه آبي که رو ديوار حرکت کنه چيه! معلومه ديگه يک موروچه است که شلوار لي پوشيده.
- وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
- روزي معلم به شاگرد ميگه: پنج تا حيوان درنده نام ببر. شاگرده ميگه: دو تا ببر سه تا شير.
- روزي شاگردي از معلمش پرسيد: آقا چرا بعضي ها ميگن كتاب, متاب يا ماست, پاست و..... معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند!
- يه روز يه نفر ميره دکتر، به دکتر ميگه: نمي دونم چرا همه چيز را دو تا مي بينم؟ دکتر ميگه هر دوي شما اين جوري هستين؟
- از يک دکتر مي پرسن خط وسط قرص براي چيه؟ ميگه که اگر قرص با آب پايين نرفت با پيشگوشتي پايين کنند!
- يك پيرمرد مافنگي رفت پيش دكتر و شكايت داشت كه بي اختيار از او باد خارج مي شود و گفت: آقاي دكتر خوشبختانه بي بو است مثل همين الان كه در حضور شما هستم. دكتر كه از بوي گند داشت خفه ميشد و دماغش را گرفته بود, رو به پيرمرد گفت: فعلا در اين مرحله بايد دماغ شما را معالجه كنم, كنترل باد بماند براي جلسه آينده!
- عده اي از دوستان قوچعلي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبودند آن را كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند. بعد از مدتي نسبتا" زياد مرد شيك پوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد, يكي از دوستان قوچعلي فرياد زد: براي سلامتي آقاي راننده, صلوات بلند!
- دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. پسر به دختر گفت عزيزم اگر ين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!
- دو سگ که بري اولين بار به شهر آمده بودند، چشمشان به پارکومتر افتاد. يکي به ديگري گفت: واقعا شرم آور است، ينجا بري توالت رفتن هم بيد پول بپردازيم!
- فرق يک کاکتوس را با وان حمام مي داني؟ نه؟ پس يک بار روي آن بنشين!
- از خانمي پرسيدند چرا از شوهرت طلاق گرفتي؟ گفت: بري رفتن به آريشگاه از شوهرم 100 دلار پول خواستم او 1000 دلار به من داد! (هر کي نفهميد بگه)

نظر یادتون نره 

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در شنبه هفدهم تیر 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکس

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در جمعه شانزدهم تیر 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

جوک هاي باهال

بازم جوک جديد

 

به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۲-تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۳-ترکه زنشو می کشه  ميره مرحله بعد !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار,اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!

تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!
تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله.ميگه: به مجرد

هم ميدين؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.
تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه:آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!! (فرستنده: امير22 )
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در.
خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزئه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!!!‌
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟!
تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم!
والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟
ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: ميدوني فاميلي خدا چيه؟
ميگه: نميدونم، ولي به گمانم وكيلي باشه!!! (اگه جناب دوزاري مبارك نيافتاد، يك بار اسم و فاميل رو پشت هم بگيد، شايد يك فرجي شد!)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟
تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!!
كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!
 

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!
 

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!
 

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

نظر يادتون نره 

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در جمعه نوزدهم خرداد 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

جک های باهال

جک     

*

اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !

*

بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد

*

غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

*

به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

*

باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!

*

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

*

مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟     زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

*

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

*

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

*

تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.

*

 

لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

 

تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!

 

*

موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

 

*

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!

 

*

 

تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!

 

*

در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟

 

*

 

تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته

 

*

ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!

 

وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

 

*

تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!

 

*

يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!

 

* 

روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!

 

*

 

تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!

 

*

 

راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكركرد، كه دير اومدم خونه!

 

*

 

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

 

*

 

معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!

 

*

 

بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!

 

*

 

تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه

 

*

 

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه

 

*

 

مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!

 

*

 

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

 

*

 

شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه

 

*

 

اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

 

*

 

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

 

*

 

مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده

 

*

 

پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟

 

*

 

احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

 

*

 

زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

 

*

 

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

 

*

 

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

 

*

 

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

 

*

 

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

 

*

 

تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

 

*

 

زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟

 

*

 

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

 

*

 

تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

 

*

 

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

 

*

 

دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه،

داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!

 

*

 
عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري
 
*

 

تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

 

 

تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

 

*

 

به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

 

*

 

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

 

*

 

تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

 

*

 

اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

 

*

 

از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

 

*

 

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
 
*

 

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

 

*

 

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

 

*

 

تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد

 

*

 

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

 

*

 

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه

نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

 

*

 

 

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!

 

*

 

تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

 

*

 

به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

 

نظر یادتون نره  

نوشته شده توسط هادی محمدزاده در یکشنبه هفتم خرداد 1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

اسکین مدیا پلیر
با 200 هزار تومان صاحب سایت شوید
اس ام اس های عاشقانه

جک
نمايش دادن پسوند فايل ها در ويندوز XP
نحوه افزودن متن دلخواه درکنار ساعت ویندوز


تمام دستور های فایل در Run
ترفند های ریجستری
مخفی کردن فایل های شخصی
iگرفتن مچ افرادnvisible
نظر
کد های مخفی سیم کارت های اعتباری ایرانسل


درباره


سلام دوستان به سایت بچه های تهرون خوش آمدید و امیدورام از مطالب سایت بهره کافی را برده باشید با امید موفقیت برای شما کاربر مهمان


پيوندهاي روزانه

نامه های عاشقانه

::بهترین ها::

::عشق 2 طرفه::

::پسرانه هکر::

::تقسیم خوبی ها::

::مدیریت شبکه های ماکروسافت::
آرشيو پيوندها

تالار گفتمان
 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By MSNS.blogfa.com & .Com Copyright © 2008 by hadi Mohamadzadeh